🖋️ نویسنده: صادق چوبک
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: مجموعه داستان کوتاه / رئالیسم سیاه
🌟 درباره کتاب:
این مجموعه شامل چند داستان کوتاه از چوبک است که هرکدام پنجرهای است به عمیقترین لایههای وجود آدمهایی که هیچکس به آنها اهمیت نمیدهد .
داستان عنوانکتاب، روایت پیرمرد ثروتمندی به نام «حاج معتمد» است که در باغ شخصیاش دستور داده قبرش را بکنند و شبها درون همان قبر میخوابد. او که از کودکی گدایی کرده و حالا با ظلم و کلاه به ثروت رسیده، در خلوت شب، با درون تاریکش روبرو میشود. در تاریکی قبر، حرفهایی میزند که هیچکس جرات شنیدنش را ندارد: از شک در وجود خدا گرفته تا پشیمانی از تمام ظلمهایی که کرده .
داستان دیگر مجموعه درباره مردی است که صدای ناله تولهسگهایی که مادرشان را در تصادف از دست دادهاند، خواب را از چشمش میگیرد؛ تا آنجا که نیمهشب لباس میپوشد و به دنبالشان میرود و صحنهای را میبیند که آدمی را به گریه میاندازد .
چوبک در این داستانها نشان میدهد که چطور فقر، جهل و مذهب خشک، آدمها را به غارتی بدل کرده که حتی از زیر خاک هم صدای اعتراضشان بلند است.
📌 برای کسانی که: «انتری که لوطیاش مرده بود» و «تنگسیر» را دوست داشتند. داستانهایی درباره پشیمانی، مرگ، و این سوال که اگر روزی در قبر تنها باشیم، با خودمان چه خواهیم گفت؟

صادق چوبک، زاده ی 14 تیر 1295 و درگذشته ی 13 تیر 1377، نویسنده ای ایرانی بود. چوبک در بوشهر به دنیا آمد. او در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره ی کالج آمریکایی تهران را نیز گذراند. چوبک در سال 1316 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولین مجموعه داستان او با نام «خیمه شب بازی» در سال 1324 منتشر شد. برخی منتقدان صادق چوبک را در زمره ی نویسندگان ناتورالیست دانسته اند. سیاهی ها و زشتی های جامعه در آثار او با زبانی ساده، به روشنی ترسیم شده است. چوبک را به همراه صادق هدایت و بزرگ علوی، پدران داستان نویسی نوین ایرانی می دانند.