🖋️ نویسنده: بوریس پاسترناک (برنده نوبل ادبیات ۱۹۵۸)
🛂 نشر: چشمه (ترجمه آبتین گلکار)
💞 ژانر: رمان کلاسیک / تاریخی / عاشقانه
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
«دکتر ژیواگو» شاهکاری حماسی است که در میان دو جنگ جهانی و انقلاب روسیه میگذرد. یوری ژیواگو، پزشک و شاعری آرمانگراست که پدرش او را رها کرده و مادرش را در کودکی از دست داده است . او تحت سرپرستی عمویش در مسکو بزرگ میشود و با «تونیا گرومکو» ازدواج میکند. اما با اوجگیری جنگ جهانی اول و سپس انقلاب ۱۹۱۷، زندگیاش در هم میریزد.
در این آشوب، ژیواگو با «لارا آنتیپووا»، پرستاری زیبا و جذاب، آشنا میشود و عشقی جاودانه میان آنها شکل میگیرد . رمان در سفر به اورال و بازگشت، اسارت در دست پارتیزانها، و نهایتاً درگیری با رژیم توتالیتر استالین روایت میشود . پاسترناک جایزه نوبل را در سال ۱۹۵۸ به دلیل انتشار این کتاب دریافت کرد، اما تحت فشار حزب کمونیست شوروی مجبور به امتناع از دریافت آن شد . این کتاب در زمان انتشارش در شوروی ممنوع بود و سیآیای مخفیانه آن را به چاپ رساند . فیلم اسکاری از روی آن با بازی عمر شریف ساخته شده است .
نقل قول از کتاب (بخشی از مراسم تدفین مادر یوری): «آخرین لحظات به سرعت میگذشت – لحظاتی بودند حساس و بازنگشتنی. "زمین خدا و آنچه را که در بردارد، جهان و تمام موجوداتش." کشیش، با دست علامت صلیب رسم کرد و یک مشت خاک بر ماریانیکلایونا پاشید. سرود "با ارواح پاکان" را خواندند. بعد حرکت غیرارادی و شتابآمیز شروع شد. درِ تابوت را بستند، میخ کوبیدند و در قبر گذاشتند.»
📌 مخاطب خاص: علاقهمندان به ادبیات کلاسیک روسیه و طرفداران رمانهای تاریخی حماسی. اگر از «جنگ و صلح» تولستوی لذت بردهاید، «دکتر ژیواگو» (با وجود حجم بالایش) تجربهای عمیق و انقلابی در شما ایجاد خواهد کرد. هشدار: ترجمه علیاصغر خبرهزاده (نشر نگاه) روانتر است، اما نسخه چشمه (ترجمه آبتین گلکار) نیز خواندنی و جدید است .

بوریس پاسترناک، زاده ی 10 فوریه ی 1890 و درگذشته ی 30 می 1960، از شاعران و نویسندگان روس بود که موفق به دریافت جوایز ادبی مختلفی شد. شهرت وی در بیرون از روسیه بیشتر به خاطر رمان دکتر ژیواگو است ولی شهرت او در خود روسیه بیشتر به عنوان یک شاعر است.در فوریه ی ۱۸۹۰ در خانواده ی «لئونید لسیپویچ پاسترناک»، آکادمیسین نقاشی، استاد دانشکده ی نقاشی، معماری و مجسمه سازی، و «رزا ایزیدرونا کاوفمان»، پیانیست مشهور، پسری متولد شد که نامش را باریس (بوریس) گذاشتند. بوریس در سال ۱۹۰۶ تحصیلات متوسطه را به پایان رسانید و در سال ۱۹۰۹ برای تحصیل فلسفه وارد دانشکده ی فلسفه و تاریخ دانشگاه مسکو شد. در سال ۱۹۱۲ برای تکمیل دانش فلسفی راهی ماربورگ آلمان شد. یک سال بعد، پاسترناک به فلسفه بی علاقه شده و فعالیت ادبی خود را آغاز می کند. آشنایی او با نمایندگان برجسته ی نمادگرایی و فوتوریسم، از جمله ولادیمیر مایاکوفسکی زمینه ساز چاپ پنج شعر در سال نامه «لیریکا» می شود. از سال ۱۹۱۴ که اولین کتاب شعر پاسترناک به نام «توأمان در ابرها» چاپ شد تا ۱۹۳۱ که وی از مسکو به قفقاز مهاجرت کرد، بیش از ده مجموعه شعر توسط وی منشر شد که این قضیه باعث گردید تا در اولین کنگره ی نویسندگان در سال۱۹۳۴، پاسترناک، بزرگ ترین شاعر معاصر روس معرفی گردد. البته به دلیل خودداری او از محدود شدن به موضوع های کارگری، این تمجیدها خیلی زود جای خود را به انتقادهایی تند می دهد. در همین سال پاسترناک با زیناییدا «نیکلایونا نیگاوز» ازدواج می کند.در سال ۱۹۴۱، با آغاز جنگ جهانی دوم پاسترناک به شهر چیستاپل نقل مکان می کند. در این زمان به نوشتن اشعار میهن پرستانه مثل «قصه ترسناک» و «پاسگاه مرزی» می پردازد و به عنوان خبرنگار نظامی داوطلبانه به جبهه اعزام می شود. در سال ۱۹۴۶ پاسترناک کار بر روی شاهکار خود یعنی رمان دکتر ژیواگو را آغاز می کند. این کتاب در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا چاپ می شود و باعث می شود که جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۸ نصیب پاسترناک شود، هرچند به دلیل واکنش تند حکومت، وی از بیم طرد شدن از میهن، از دریافت جایزه ی نوبل خودداری می کند.در تاریخ ۳۰ مه ۱۹۶۰ بوریس لئانیدویچ پاسترناک در اثر سرطان ریه در پردلکینا چشم از جهان فروبست.بوریس پاسترناک، زاده ی 10 فوریه ی 1890 و درگذشته ی 30 می 1960، از شاعران و نویسندگان روس بود که موفق به دریافت جوایز ادبی مختلفی شد. شهرت وی در بیرون از روسیه بیشتر به خاطر رمان دکتر ژیواگو است ولی شهرت او در خود روسیه بیشتر به عنوان یک شاعر است.در فوریه ی ۱۸۹۰ در خانواده ی «لئونید لسیپویچ پاسترناک»، آکادمیسین نقاشی، استاد دانشکده ی نقاشی، معماری و مجسمه سازی، و «رزا ایزیدرونا کاوفمان»، پیانیست مشهور، پسری متولد شد که نامش را باریس (بوریس) گذاشتند. بوریس در سال ۱۹۰۶ تحصیلات متوسطه را به پایان رسانید و در سال ۱۹۰۹ برای تحصیل فلسفه وارد دانشکده ی فلسفه و تاریخ دانشگاه مسکو شد. در سال ۱۹۱۲ برای تکمیل دانش فلسفی راهی ماربورگ آلمان شد. یک سال بعد، پاسترناک به فلسفه بی علاقه شده و فعالیت ادبی خود را آغاز می کند. آشنایی او با نمایندگان برجسته ی نمادگرایی و فوتوریسم، از جمله ولادیمیر مایاکوفسکی زمینه ساز چاپ پنج شعر در سال نامه «لیریکا» می شود. از سال ۱۹۱۴ که اولین کتاب شعر پاسترناک به نام «توأمان در ابرها» چاپ شد تا ۱۹۳۱ که وی از مسکو به قفقاز مهاجرت کرد، بیش از ده مجموعه شعر توسط وی منشر شد که این قضیه باعث گردید تا در اولین کنگره ی نویسندگان در سال۱۹۳۴، پاسترناک، بزرگ ترین شاعر معاصر روس معرفی گردد. البته به دلیل خودداری او از محدود شدن به موضوع های کارگری، این تمجیدها خیلی زود جای خود را به انتقادهایی تند می دهد. در همین سال پاسترناک با زیناییدا «نیکلایونا نیگاوز» ازدواج می کند.در سال ۱۹۴۱، با آغاز جنگ جهانی دوم پاسترناک به شهر چیستاپل نقل مکان می کند. در این زمان به نوشتن اشعار میهن پرستانه مثل «قصه ترسناک» و «پاسگاه مرزی» می پردازد و به عنوان خبرنگار نظامی داوطلبانه به جبهه اعزام می شود. در سال ۱۹۴۶ پاسترناک کار بر روی شاهکار خود یعنی رمان دکتر ژیواگو را آغاز می کند. این کتاب در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا چاپ می شود