این پرسش که شاعر چگونه شاعر شد و شعر چگونه شعر، در لابهلای تاریخ و تجربهی زیستهی انسانی نهفته که ادبیات به زندگی او بدل شده و برای شعری که زندگیست، سبکی تحملناپذیر هستی را به دوش میکشد. کودکی، نوجوانی و عنفوان جوانی اگر نسبتی با زیست شاعرانه و شعرآفرین داشته باشند، حتی اگر شعر به معنای آنچه باید نوشته شود هم در آن لحظهها برجا نماند، بستری را مهیا میکنند که از لحظهای شعر در آن ممکن شده و تا همیشه برای شاعر، ممکن باقی میماند. از همین روی خواندن حدیث روزگار سپریشدهی شاعر، ما را در مسیر آفرینش شعر و امکان شاعری قرار داده و راه آمده و رفته را روشن میکند؛ هرآنچه از میان سطرهای شعرهای شاعر شاید نتوان فهم کرد به درستی. کتاب «دو امدادی تکنفره: خاطرات 1329 - 1357» روایت محمد شمس لنگرودی از سالهاییست که او درحال فهم و کشف جهان بوده و عشق، سیاست، هنر و ادبیات زندگیاش را آرام آرام در خود فرو برده و شمس شاعر را ساخته است. شمس لنگرودی در دو امدادی تکنفره با همان ایجاز و سادهگویی و درعینحال عمقی که از او سراغ داریم، هرآنچه تا انقلاب 57 بر زندگیاش گذشته را در فصلهایی کوتاه و درعینحال گیرا روایت کرده که عجیب خواندنیست.

محمد تقی جواهری گیلانی (شمس لنگرودی) در سال ۱۳۲۹ در محله آسید عبدالله لنگرود متولد شد. وی در دبستان کورش و دبیرستانهای امیرکبیر، ملی محمدیه و خیام شهر لنگرود تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۸ دیپلم ریاضی گرفت. علاقه پدر به شعر و کتابخوان بودن مادر سبب شد که به شعر و ادبیات علاقهمند شود و در سال ۱۳۴۶ اولین شعرش که تقلیدی از اشعار نادر نادرپور بود در هفتهنامه امید ایران چاپ شد. وی در سال ۱۳۵۴ به تهران رفت و در دبیرستان دخترانه خوارزمی مشغول به تدریس ادبیات فارسی شد ولی پس از چند ماه به دلایل سیاسی از کار اخراج شد و به رشت بازگشت. نخستین دفتر شعرش رفتار تشنگی را با هزینه شخصی در سال ۱۳۵۵ منتشر کرد. خود او معتقد است که انتشار این کتاب در واقع خداحافظی با دوره خاص فکری و زیباییشناسی و آغازی دیگر در نوع تفکر ادبی او بودهاست. در سال ۱۳۵۸ با فرزانه داوری ازدواج میکند و در همان سال از محل کارش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تهران که دو سال در آنجا مشغول به کار بود، اخراج میشود.