🖋️ نویسنده: دن رودز
🛂 نشر: چشمه (ترجمه احسان کرمویسی)
💞 ژانر: کمدی سیاه / گوتیک / وحشت روانشناختی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: در شهری بینام در آلمان، موزهای عجیب در خیابانی باریک قرار دارد. هدف مؤسس آن (زنی وسواسی با شوهر شبیه پاواروتی) ستودنی است: جلوگیری از خودکشی آدمها. نمایشگاههای شگفتانگیزش قرار است بازدیدکنندگان را به زندگی امیدوار کند. اما این موزه پناهگاه شخصیتهای خبیث و اسرارآمیز دیگری هم هست:
پیرمرد: متصدی موزه با پوستی خاکستری و رفتاری منفعلانه که انگار هر لحظه منتظر مرگ است.
دکتر فرولیشر: آدمخواری که طبابت میکند.
مائورو و مادالنا: زوجی خوشچهره از پرتغال.
یک نظافتچی با گذشتهای دردناک.
این افراد در فضایی جادویی و سیاه با هم تلاقی میکنند و قصههایی موازی (نقص عضو، خودزنی، عشق، جنایت و...)، مثل قصههای برادران گریم، در هم تنیده میشوند. عنوان کتاب از شعری از رابرت براونینگ (نقنقابزن هاملن) گرفته شده؛ جایی که کودکان مسحور، دست میزنند و به استقبال سرنوشتی نامعلوم میروند.
فضای کتاب: دن رودز با این کتاب جایزه «ای. ام. فورستر» را برده و «گرانتا» او را جزو بهترین نویسندگان جوان بریتانیا معرفی کرده است. اثری بینظیر که از تلفیق فانتزی، کمدی سیاه، نئوگوتیک و رئالیسم جادویی ساخته شده و آنقدر عجیب است که نمیتوان آن را در یک ژانر طبقهبندی کرد.
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از داستانهای سیاه و عجیب لذت میبرید و تحمل موقعیتهای ترسناک و زننده را دارید (آدمخواری و خودزنی)، «دستهای کوچولو کف میزنند» یک شاهکار در کمدی سیاه است.

دن رودز متولد ۱۹۷۲ است و یکی از نویسندگان جوان انگلیسی که نوشتههایش بسیاری را شگفتزده کرده. او راوی فضاهایی است که از اعماق قصههای پریان میآیند در سنت اروپایی اما به شدت مدرن و غیرقابل پیشبینی شدهاند. رمان «دستهای کوچولو کف میزنند» را در سال ۲۰۱۰ منتشر کرد و موجی از تحسین برانگیخت. رودز نویسندهای ناآرام است با سوژههایی متفاوت و همین باعث شده گاه حتی به فکر کنار گذاشتن داستاننویسی هم بیفتد که خوشبختانه چنین نشده. شغل او این روزها هنوز پستچی است.