🖋️ نویسنده: ساموئل بکت (برنده نوبل ادبیات ۱۹۶۹)
🛂 نشر: (نشر بیدگل – توجه: این کتاب متعلق به نشر «بیدگل» است، نه «چشمه»)
💞 ژانر: نمایشنامه / تئاتر ابزورد / فلسفی
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
«دست آخر» با نام اصلی «آخر بازی» (Endgame) یکی از مهمترین نمایشنامههای ساموئل بکت، نویسنده پوچگرای ایرلندی، است . داستان در فضایی بسته و مبهم روایت میشود؛ جایی که ظاهراً حیات روی زمین از بین رفته و تنها چهار بازمانده در یک اتاق محبوس شدهاند .
«هم» (ارباب) مردی کور و ناتوان است که روی صندلی چرخدار نشسته و پاهایش را از دست داده است. «کلاو» خدمتکاری است که تمام کارهای روزمره را انجام میدهد و مدام حرف رفتن را میزند اما هیچوقت نمیرود . «نَگ» و «نِل» والدین هم هستند که در دو سطل زباله زندگی میکنند و گهگاه از زیر پوششها سر بیرون میآورند .
دیالوگهای کوتاه، تکراری و مبهم، فضایی از پوچی، بیمعنایی و انتظار برای پایانی که هرگز فرا نمیرسد را خلق میکند . خود بکت در این نمایشنامه میگوید: «پایان در آغاز نهفته است و با این همه شما ادامه میدهید» .
نقل قول از کتاب (از زبان خیاط): «خدا شش روزه، میفهمی، شش روزه، جهان رو آفرید. بله آقا، آقای محترم، جهان! و تو نمیتونی تو سه ماه یه شلوار کوفتی برای من بدوزی!» .
📌 مخاطب خاص: دانشجویان و علاقهمندان به تئاتر مدرن و ادبیات پوچگرا (ابزورد). اگر از «در انتظار گودو» لذت بردهاید و فضای مبهم و پر از سکوت بکت را میپسندید، «دست آخر» تجربهای غنیتر است. هشدار: نمایشنامهای چالشبرانگیز و غیرخطی است.

ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی کارشناسی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک های زیادی کرد.آثار بکت بی پروا، به شکل بنیادی کمینه گرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسان ها عمیقا بدبینانه اند. این حس بدبینی اغلب با قریحه ی طنزپردازی قوی و غالبا نیش دار وی تلطیف می گردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کرده است با وجود دشواری ها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بن مایه های مورد نظر را به شکلی رمزگونه و کاهش یافته مطرح می کنند.