نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
خلواره
۱۸۰٫۰۰۰
۱۰٪
۱۶۲٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۰٪
۱۸۰٫۰۰۰
۱۶۲٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
تعداد باقیمانده: ۱ عدد

✂️ کتاب: خلواره (Malone Dies / Malone meurt)

🖋️ نویسنده: ساموئل بکت
🛂 نشر: چشمه
💞 ژانر: رمان پوچی‌گرا / رمان درون‌نگر / فلسفی

🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):

جرقه داستان: در اتاقی تاریک، پیرمردی به نام «مالون» در بستر مرگ افتاده است. او نمی‌تواند حرکت کند (جز تکان دادن چند سانتیمتری سرش)، نمی‌تواند جایی برود، و چیزی جز یک مداد و چند برگ کاغذ برای ثبت کلمات ندارد. مالون تصمیم می‌گیرد تا وقتی زنده است، مشغول نوشتن شود. او داستان‌هایی خلق می‌کند: داستان «ساپو» (پسری که از مدرسه اخراج شده)، داستان «مک‌من» (پیرمردی که به دنبال کلاهش می‌گردد)، و خاطراتی از یک پرستار بچه. اما در میان این قصه‌ها، «صدای خودش» مدام نفوذ می‌کند. آیا مالون دارد داستان زندگی خودش را می‌گوید یا فقط با کلمات بازی می‌کند تا «زمان را بکشد» تا زمان خودش را بکشد؟

فضای کتاب: «مالون می‌میرد» (۱۹۵۱) دومین جلد از سه‌گانه نثر بکت (پس از «مولوی» و پیش از «ننامیدنی») است. این کتاب مرز میان داستان و واقعیت را چنان نابود می‌کند که دیگر نمی‌توانی مطمئن باشی راوی داستان‌هایش را اختراع می‌کند یا دارد اعتراف می‌کند. لحن کتاب گاهی بدبینانه و سیاه است، گاهی به شدت خنده‌دار (کمدی سیاه ناب).

نقل قول از کتاب (با مفهوم): «چیزی برای بیان کردن ندارم، چیزی برای بیان کردن ندارم، چیزی جز داستان‌هایم.»

📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از «در انتظار گودو» و «ننامیدنی» لذت برده‌اید و تشنه تجربه نثری هستید که در آن «هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اما لحظه به لحظه پر از معناست»، «مالون می‌میرد» تجربه‌ای بی‌نظیر از ادبیات پوچی‌گراست.

درباره ساموئل بکت

درباره ساموئل بکت

ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی کارشناسی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک های زیادی کرد.آثار بکت بی پروا، به شکل بنیادی کمینه گرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسان ها عمیقا بدبینانه اند. این حس بدبینی اغلب با قریحه ی طنزپردازی قوی و غالبا نیش دار وی تلطیف می گردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کرده است با وجود دشواری ها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بن مایه های مورد نظر را به شکلی رمزگونه و کاهش یافته مطرح می کنند.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است