🖋️ نویسنده: ال. جی. اسمیت (با همکاری کوین ویلیامسون و جولی پلک، بر اساس سریال CW)
🛂 نشر: ویدا
💞 ژانر: فراطبیعی نوجوانان (YA) / عاشقانه خونآشامی / تاریخی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
سال ۱۸۶۴، جنگ داخلی آمریکا در جریان است. «استیفن سالواتوره» هفده ساله در شهر «میستیک فالز» زندگی میکند. همه چیز طبق نقشه پدر قدرتمندش «جوزپه» پیش میرود: عروسی با «رزالین کارترایت» و اداره املاک خانواده. استیفن در حالی که از آینده تحمیلی راضی نیست، خود را برای خواستگاری از دختری که دوستش ندارد آماده میکند.
برادر بزرگترش، «دیمن»، از ارتش بازمیگردد تا در مراسم «توپ بنیانگذاران» شرکت کند. در همین حین، دختری مرموز به نام «کاترین پیرس» وارد شهر میشود. جوزپه که خانواده او را در آتشسوزی آتلانتا از دست داده است، به او پناه میدهد و کاترین در عمارت سالواتوره ساکن میشود.
هم استیفن و هم دیمن مجذوب کاترین میشوند. کاترین با موهای مجعد و چشمان فریبندهاش، برادران را به رقابت با یکدیگر وا میدارد. اما در همان زمان، حیوانات مردهای با گلوی پاره شده در جنگلهای اطراف پیدا میشوند. بنیانگذاران شهر زمزمههایی درباره «خونآشامها» میشنوند و برای حفاظت از شهر دست به کار میشوند .
در توپ بنیانگذاران، استیفن به رزالین پیشنهاد ازدواج میدهد و او با خوشحالی قبول میکند. اما لحظاتی بعد... رزالین به طرز فجیعی به قتل میرسد و همه به خونآشامها مشکوک میشوند.
در خلوت عمارت، استیفن به کاترین نزدیک میشود و عاشقانهای پنهانی شکل میگیرد. اما یک شب، او حقیقت را میبیند: کاترین یک خونآشام است .
همزمان، رؤسای شهر که میدانند خونآشامها پشت حملات هستند، از جوزپه میخواهند تا به «اتحادیه» بپیوندد. جوزپه به استیفن شک میکند و به او «وروین» (گیاهی که خونآشامها را ضعیف میکند) میخوراند. وقتی کاترین استیفن را گاز میگیرد، مسموم میشود و در مقابل چشمان استیفن ظاهر واقعی خود را نشان میدهد: هیولایی با چشمان قرمز و دندانهای نیش بیرون زده .
جوزپه شِریف فوربس را خبر میکند و دستگیری کاترین آغاز میشود. دیمن که از ابتدا میدانسته کاترین خونآشام است، برای نجات او از استیفن کمک میخواهد. اما در جریان فرار، هر دو برادر با شلیک گلوله کشته میشوند و جوزپه ناپدید میگردد.
استیفن از خواب بیدار میشود. خدمتکار مرموز کاترین، «امیلی»، به او توضیح میدهد که در حال «گذار» به یک خونآشام است. او برای محافظت از استیفن در برابر نور خورشید، حلقه «لاجورد» به او هدیه میدهد. استیفن مجبور میشود برای تکمیل شدن، از انسان تغذیه کند... و اولین قربانی او کسی نیست جز پدرش، جوزپه سالواتوره .
نکات کلیدی:
این کتاب اولین جلد از مجموعه ۶ جلدی «خاطرات استیفن» (Stefan's Diaries) است و رویدادهای سال ۱۸۶۴ را از زاویه دید استیفن روایت میکند .
این مجموعه پرکوئل سریال تلویزیونی «خاطرات خونآشام» (CW) است، نه دنباله سهگانه اصلی ال. جی. اسمیت .
در این کتاب، استیفن و دیمن هم سن و سال سریالاند و بازیگرانشان (پل وسلی و ایان سامرهالدر) در ذهن خواننده تداعی میشوند .
شخصیت «لکسی» در این مجموعه نقش پررنگی دارد .
توجه: این کتاب توسط یک «شبحنویس» بر اساس ایدههای برگرفته از سریال نوشته شده و خود ال. جی. اسمیت مستقیماً در نگارش آن دخالتی نداشته است .
📌 مخاطب خاص: نوجوانان و جوانان ۱۴ تا ۱۸ سال. طرفداران سریال «خاطرات خونآشام» که میخواهند بدانند استیفن و دیمن در ۱۴۵ سال قبل از ورود النا دقیقاً چه گذشت.

لیزا جین اسمیت که تحت عنوان "ال-جی-اسمیت" شناخته می شود ،نویسنده ای آمریکایی است . کتاب هایش که مخلوطی از ژانرهای وحشت ، فانتزی ، علمی-تخیلی ، رومانس و ماورالطبیعه می باشند در بین نوجوانان و جوانان محبوبیت زیادی دارند .
شخصیت های ماورایی کتاب هایش معمولا درگیر نبرد بین تاریکی و روشنایی ، خوب و بد هستند .
اسمیت در مورد سن خود مرموز است اما منابع متعددی تاریخ تولدش را چهارم سپتامبر ۱۹۶۵ در کالیفرنیا اعلام کرده اند . (در ویلا پارک - اورنج کانتری )
در مصاحبه هایش گفته است که از وقتی یکی از معلمانش از شعر افتضاحی که او نوشته بوده ، تعریف می کند ، تصمیم می گیرد که نویسنده شود . آن زمان کودکستانی یا کلاس اول بوده است .