نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
حفره
۲۴۰٫۰۰۰
۱۰٪
۲۱۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۰٪
۲۴۰٫۰۰۰
۲۱۶٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
تعداد باقیمانده: ۱ عدد

✂️ کتاب: حفره

🖋️ نویسنده: محمد رضایی‌راد
🛂 نشر: چشمه (مجموعه «کتاب‌های قفسه آبی»، چاپ ۱۴۰۰)
💞 ژانر: رمان جنایی / معمایی / جنگی

🌟 درباره کتاب (داستانی ):

جرقه داستان: رمان با دو روایت موازی پیش می‌رود که در نهایت به هم می‌رسند. اولین روایت، درباره پسرکی عرب‌زبان در یکی از جزیره‌های خوزستان است که ناگهان جنگ صاعقه‌وار بر او و خانواده‌اش فرود می‌آید. پسرک برای پنهان شدن از عراقی‌ها، حفره‌ای (تونلی زیرزمینی) حفر می‌کند .

دومین روایت در زمان حال می‌گذرد. کارآگاهی صبور درگیر پرونده قاتلی زنجیره‌ای است که بعد از هر قتل، نشانه‌ای (امضا) برای کارآگاه باقی می‌گذارد تا هم به او نشان دهد چقدر در کارش خبره است و هم باعث عصبانیتش شود . در ادامه، این حفره (تونل زیرزمینی) نقطه تلاقی این دو داستان موازی می‌شود .

فضای کتاب: فضایی وهم‌آلود، لبریز از دلهره و التهاب . نویسنده به خوبی توانسته «چهره کثیف و وحشتناک جنگ» را به تصویر بکشد و این کتاب به‌جرئت «ضدجنگ‌ترین کتاب» خوانده شده است . داستان در بستر طبیعت بکر خوزستان (نخلستان، تالاب، گاومیش) روایت می‌شود . یکی از نقاط قوت کتاب، پرهیز نویسنده از توصیفات کسل‌کننده و اضافه‌گویی است .

نقل قوت از کتاب (از زبان قاتل در آستانه اعدام): «من شهادت می‌دهم. شهادت می‌دهم که آن لحظهی مجازات که او بر سکو خواهد ایستاد، لحظهی مرگ نیست؛ لحظهی ورود به ساحتِ دیگری از وجود است که ما فراموشش کردهایم، گمش کردهایم... شما میتوانید بازگردید به آن دوراهیهای دیرین. اگر دوست داشتید انقلاب رخ بدهد از همان مسیر قبلی بروید و اگر دوست داشتید رخ ندهد یا پشیمان شدهاید، از مسیر دیگری میروید و تاریخ را میگردانید و جور دیگری طی میکنید تاریخ را و مسیر زندگیتان را» .»

نظرات خوانندگان (نگاه کلی): این کتاب مورد تحسین گسترده مخاطبان قرار گرفته و آن را «پرکشش»، «یک‌نفس» و «داستان‌پردازی عالی» توصیف کرده‌اند . همچنین نثر آن «روان» و «خوش‌خوان» ارزیابی شده است .

📌 مخاطب خاص: اگر از رمان‌های جنایی-معمایی با دو خط روایت موازی لذت می‌برید و فضای جنگ برایتان جذاب است، «حفره» را از دست ندهید. این کتاب به‌ویژه برای کسانی که «استخوان» علی‌اکبر حیدری را دوست داشته‌اند، توصیه شده است .

درباره محمد رضایی راد

درباره محمد رضایی راد

محمد رضایی‌راد (زادهٔ ۱۳۴۵) فیلمنامه‌نویس، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر، نویسنده و پژوهشگر اهل ایران است. فیلمنامه‌های او برنده جوایز متعددی از جشن خانه سینما و جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک شده‌است. فیلم کودک و سرباز با فیلمنامه ای از او برنده بالن نقره‌ای جشنواره سه قاره نانت فرانسه شد.

او از سال ۱۳۵۸ در کلاس‌های تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شرکت می‌کرد و در نمایش‌های آن بازی می‌کرد. پدرش هفته نامهٔ محلی «نقش قلم» را در سال ۱۳۵۹ منتشر کرد که وی گهگاهی در آن نقدهای سینمایی و اشعاری می‌نوشت. تحصیلات دبیرستانی در بین سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۶ در دبیرستان‌های شریعتی، دین و دانش و امیرکبیر انجام داد. در سال ۱۳۶۴ کلاس‌های انجمن سینمای جوان شرکت نمود. بین سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۹ در رشتهٔ ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد رشت تحصیل نمود. در سال ۱۳۶۶ با همکاری محمدتقی صالح‌پور، علی صدیقی و بهزاد عشقی نشریه فرهنگی «ویژهٔ فرهنگ، هنر و ادبیات نقش قلم» را منتشر می‌کند. بین سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ خدمت سربازی خود را در شهرهای تهران، شیراز و نفت شهر انجام داد. رضایی‌راد در بین سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ در مقطع فوق لیسانس در رشتهٔ فرهنگ و زبان‌های باستانی در دانشگاه آزاد واحد تهران ادامه تحصیل داد. وی پایان‌نامهٔ تحصیلی خود را با نام «اندیشه سیاسی در ایرانِ پیش از اسلام» نگاشت. در سال ۱۳۷۱ در انتشار نشریهٔ هشت روز هفته و کتاب نقد و بررسی آثار علی حاتمی و محسن مخملباف با عباس بهارلو همکاری می‌کرد. در سال ۱۳۷۲ نخستین فیلمنامه‌اش «بچه‌های مدرسهٔ همت» به رضا میرکریمی می‌فروشد که بعدها به مجموعه‌ای ۱۳ قسمتی تبدیل می‌شود. در سال ۱۳۷۴ به مدت سه ماه مدیر نشریهٔ داخلی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی بود در سال ۱۳۷۶ با همسرش هنگامه ازدواج نمود. وی در سال ۱۳۷۷ همکاری خویش را با دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی آغاز نمود. در همین سال به مدت یک ماه مشاور فرهنگی شهردار منطقهٔ ۷ تهران بود. همچنین در سال ۱۳۷۷ همکاریش را با شرکت معماری و شهرسازی عرصه آغاز نمود که حدود ۱۲ سال ادامه داشت و حاصل آن پژوهش و نگارش «تاریخ اجتماعی شهر در ایران باستان» بود. در سال ۱۳۷۸ به کرج نقل مکان نمود. در همان سال صاحب دختری به نام «رها» می‌شود. در سال ۱۳۸۱ شروع به نگارش هفتگی در ستون «اندیشیدن در بزرگراه» در روزنامهٔ شرق می‌کند و نگارش رمان «... و این تنها بازی جهان بود» را به اتمام رسانید. همچنین در همین سال مؤسسهٔ پویش خرد به همراه جمعی از دوستانش راه‌اندازی می‌کند که به مدت دو سال یک سلسله سخنرانی ماهانه دربارهٔ فلسفه هنر برگزاری می‌کنند. در سال ۱۳۸۴ با سفری به هند، مقاله‌ای در بازهٔ درام شکونتلا در همایش مطالعات ایران و هند در موزهٔ الله‌آباد ارائهٔ کرد. یک بار دیگر در سال ۱۳۸۵ به فرانسه سفر نمود و در نگارش فیلمنامهٔ «زیر آب» با سپیده فارسی همکاری نمود. در سال ۱۳۸۶ تاریخ نمایش و نمایش‌نامه‌نویسی در دانشکدهٔ هنر و بعد در دانشگاه سوره و دانشگاه تهران تدریس نمود. در سال ۱۳۸۸ به فرانسه مسافرت نود و بر اساس ایده‌ای از رمان جواد جواهری فیلمنامهٔ «آه فرشته» را برای سپیده فارسی می‌نگارد. در سال ۱۳۸۷ پژوهش و یافتن اسنادی دربارهٔ عباس نعلبندیان را آغاز نمود و یک سال بعد نیز مصاحبه با آربی آوانسیان، شکوه نجم‌آبادی، صدرالدین زاهد، رضا قاسمی و بیژن صفاری دربارهٔ عباس نعلبندیان نمود.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است