🖋️ نویسنده: شلی رید (Shelley Read)
🛂 نشر: آموت
💞 ژانر: داستان ادبی / تاریخی / عاشقانه
🌟 درباره کتاب:
ویکتوریا نش، هفده ساله، از دوازده سالگی که مادرش را از دست داده، مسئولیت خانه و خانواده مردانهاش را بر عهده گرفته است . زندگی در باغ هلوهای کلرادو میگذرد، جایی که هر روزمثل روز قبل است: مراقبت از پدر، عمو و پسرعموی عاصی.
تا یک روز در خیابان، چشمش به «ویلسون مون» میافتد: جوانی آواره با چهرهای از قبیله سرخپوستی که آنقدر از خودش مطمئن است که ویکتوریا را شگفتزده میکند . آنها دل به هم میبازند، عشقی که در شهر کوچک آنها «ممنوع» است.
اما وقتی فاجعهای اتفاق میافتد، ویکتوریا فرار میکند. به دل کوهستان. با هیچچیز جز دل شکستهاش. سالها میگذرد، دولت تصمیم میگیرد برای ساختن سد، شهر و باغ هلوهای ویکتوریا را زیر آب ببرد . حالا او باید دوباره انتخاب کند: تسلیم سرنوشت شود، یا ریشههایش را نجات دهد؟
📌 الهام گرفته از داستان واقعی نابودی شهر «ایولا» در دهه ۶۰. برای کسانی که «کجا خرچنگها آواز میخوانند» و «تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینیم» را دوست داشتند. داستانی از بقا، امید و زنی که مثل رودخانه، راهش را پیدا میکند .