کتاب «تخیل و بیان» یکی از آثار مهم ژرار ژنت در حوزه نقد ادبی است که به بررسی عمیق ساختارهای زبانی و روایتی در متون تخیلی میپردازد. ژنت در این اثر سعی دارد تا با تحلیل خود، رابطهی میان ساختار روایی (تخیل) و انتخابهای لغوی (بیان) را آشکار کند و نشان دهد که چگونه این دو بعد، در پیوستگی با یکدیگر، به خلق معنای چندبعدی در متون ادبی منجر میشوند. از دیدگاه نویسنده، داستان تنها یک روایت ساده نیست، بلکه مجموعهای از فرمها، متشکل از لایههای زبانی است که انتخابهای دقیق لغوی در آن نقش اساسی دارند. او در این کتاب به بررسی «کنشهای داستانی» میپردازد؛ یعنی آن دسته از انتخابهای آگاهانهای که نویسنده در توصیف رویدادها، شخصیتها و محیط حول موضوع اصلی داستان به کار میبرد. این کنشهای داستانی در کنار استفاده از ساختارهای نوشتاری، باعث میشود تا متن به عنوان یک شیء هنری نه تنها بازتابدهنده واقعیت، بلکه ساختاری مستقل و منسجم از معانی متعدد باشد. نویسنده به سراغ نحوهی استفاده از اصطلاحات، تعابیر و تناسبهای زبانی مختلف میرود و تبیین میکند که هر انتخاب لغوی، هم میتواند به تقویت تصویر ذهنی خواننده کمک کند و هم چالشهای معناشناسی را به همراه داشته باشد. از این رو، کتاب با پرداختن به مباحثی چون «سبکشناسی» و «علائمشناسی» ادبی، سعی در ایجاد یک چارچوب نظری منسجم برای تحلیل متون داستانی دارد. کتاب همچنین به بررسی نقشهای دستوری، ساختاری و سمبلیک (نمادین/استعاری) در روایات داستانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه این عناصر در کنار یکدیگر به یکدیگر مرتبط شده و باعث میشوند تا اثر از لایههای سطحی به معانی عمیقتری دست یابد. از این منظر، کتاب «تخیل و بیان» به عنوان پلی میان نظریههای ساختارگرایی و سبکشناسی ادبی، چشماندازی نو از تحلیل متون تخیلی ارائه میدهد. این کتاب برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به نقد ادبی و سبکشناسی، مرجعی ارزشمند به شمار میآید که با تحلیلهای خود، راه را برای درک عمیقتر از ابعاد تخیلی زبان باز میکند.

ژرار ژُنِت (به فرانسوی: Gérard Genette) (زادهٔ ۱۹۳۰، پاریس – درگذشتهٔ ۱۱ مهٔ ۲۰۱۸) نظریهپرداز ادبی و نشانهشناس فرانسوی بود.
ژرار ژُنت در پاریس متولد شد و در محیط اکول نرمال سوپریور پرورش یافت و در سال ۱۹۵۴ از آنجا در ادبیات کلاسیک لیسانس خود را گرفت. او از چهرههای برجستهٔ حرکتهای فکری بود که در دههٔ ۱۹۶۰ در حوزهٔ مطالعات ادبی برای تطبیق و بسط نظریههای ساختارگرایانه فردینان دو سوسور در زبانشناسی و کلود لوی-استروس در انسانشناسی صورت گرفت. عمده شهرت و تأثیرگذاری او به مطالعهٔ ساختارگرایانه از روایت برمیگردد که یکی از جامعترین چارچوبهای تحلیل متون روایی را ارائه میدهد. در سالهای ۱۹۵۹–۶۰ ژنت در کنار ژاک دریدا در یک دبیرستان درس میدادند و دانشآموزان را برای ورود به اکول نرمال سوپریور آماده میکردند. پس از آن در ۱۹۶۳ ژنت دستیار و سپس استادیار ادبیات فرانسه در سوربن شد. در ۱۹۶۷ به مقام مدیر پژوهشهای زیباشناسی و نظریهٔ ادبی در اکول پراتیک منصوب شد.