کتاب تاریخ الرسل و الملوک یا همان تاریخ طبری، معتبرترین و مشهورترین مرجع تاریخ، برای بازشناسی تاریخ ایران و جهان اسلام از صدر اسلام تا قرن چهارم هجری است. طبری در این کتاب، تاریخ را از زمان آغاز خلقت شروع کرده و سپس به داستان پیامبران و همیدون پادشاهان قدیمی میپردازد.
پس از آن به نقل تاریخ پادشاهان اشکانی و ساسانی رسیده، و سپس زندگانی پیامبر اسلام، حضرت رسولالله(ص) را بازگو میکند. تاریخ طبری به سبب تفصیل قدمت و روش خاص مؤلف، اثری منحصر به فرد و معتبر است. به نوشته “یاقوت حموی” تألیف تاریخ طبری در سال 303 هجری قمری به پایان رسیده است.
کتاب نایاب و دلچسب تاریخ طبری از دو بخش تاریخ جهان و تاریخ اسلام تشکیل میشود. امانتداری بینظیر طبری در بازگو کردن روایات متعدد و متنوع باعث حفظ منابع اسلامی در خطر نابودی گشته و کمک شایانی به زنده ماندن بخشهای مهم و حساس تاریخ دارد.
بخش تاریخ جهان با داستان آفرینش، قصص الانبیا از حضرت آدم تا عیسی مسیح آغاز شده و سپس به تاریخ ایرانیان از نخست تا پایان دوره ساسانی میپردازد. در دوره باستانی ایران، تاریخ یمن گنجانده شده و در بخش مربوط به حضرت مسیح فهرست امپراطوران روم آمده است. همچنین در بخش ساسانیان تاریخ اقوام و ملوک حیره نیز ذکر شدهاند.
طبری در بحث از آفرینش و پراکنده شدن فرزندان آدم ابوالبشر بر روی زمین احادیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده و برای تأیید آنها آیاتی از قرآن کریم آورده و توضیح داده است.
جریر طبری همچنین عقاید ایرانیان را درباره آفرینش و اینکه برخی کیومرث را اولین انسان دانستهاند بیان کرده است. در ادامه نیز در همین بخش مربوط به اساطیر ایرانی و ذکر مطالب مربوط به سلسلههای اساطیری پیشدادیان و کیانیان آمده است.
مطالبی که برخی از آنها را در شاهنامه فردوسی نیز میتوانید مشاهده کنید. این بخش از این لحاظ بسیار حائز اهمیت است که ظاهرا طبری مطالب خود را از خداینامهها و کتابهای بازمانده از دوره ساسانیان نقل کرده است. کتابهایی که اکثرا امروز از بین رفتهاند و نقل قول طبری باعث شد تا دستکم برخی از این باورهای کهنسال ایرانی حفظ شوند.
دلایل شهرت این کتاب
همیشه در میان کسانی که اهل تاریخ و اهل فن هستند این پرسش مطرح میشود که چرا تاریخ طبری تا این اندازه خوشنام و مشهور است؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نقد دقیق این کتاب است که در بندهای بعدی توضیح کامل و جامع را ارائه خواهیم کرد.
اما به صورت خلاصه میتوان اینگونه ماجرا را توضیح داد که طبری در هنگام نگارش این کتاب سترگ خویشتن، هرگز نظرات شخصی و سلیههای ملی و دینی خود را بدان وارد نکرد.
این نکته بسیار مهمی است چرا که اولین رکن فعالیت هر مورخی باید بیتعصبی وی باشد. مورخی که به موضوعی عصبیت داشته باشد نمیتواند خیلی مورد تایید قرار گیرد.
امروزه پژوهشگران در تمام شاخههای علوم انسانی وقتی میخواهند یک کتاب را بررسی نمایند، اول نویسنده آن را به بوته نقد میکشند. چرا که عقیده بر این است که باید اول دانست که آیا نویسنده فوق فردی متعصب وبده و با غرضورزی کتاب را به قلم کشیده است؟ اگر چنین باشد باید با احتیاط متن وی را بررسی کرد.
اما تاریخ طبری از این آزمون سربلند خارج شده است. جریر طبری در هنگام نگارش این اثر هرگز تا جایی که در توان داشته تعصب ایرانی و اسلامی خود را در نگارش وقایع وارد نکرده است. از همین لحاظ تاریخ طبری بسیار خوشنام و خوشاعتبار است