🖋️ نویسنده: تیفانی مکدانیل
🛂 نشر: کولهپشتی
💞 ژانر: رمان درام / معاصر / ادبی
🌟 درباره کتاب:
اوهایو، تابستان ۱۹۸۴. یک موج گرمای بیسابقه شهر خیالی «برید» را در خودش پیچیده. اتوپی بلیس، وکیل شهر، برای شوخی نامهای به روزنامه محلی مینویسد و از شیطان دعوت میکند به شهرشان بیاید .
چند روز بعد، پسر سیزده سالهاش فیلدینگ، پسربچه سیاهپوستی با چشمان سبز عجیب پیدا میکند. بچه میگوید اسمش «سل» است و خودِ شیطان است که دعوتنامه را دیده و آمده . فیلدینگ او را به خانه میآورد. خانوادهاش فکر میکنند یک بچه فراری معمولی است.
اما کمکم اتفاقات عجیب میافتند: تصادفهای مرموز، تب بیسابقه مردم شهر، و خشونتی که با گرمای هوا شعلهور میشود . حالا سوال این است: سل واقعاً همان کسی است که میگوید، یا این خود مردم شهرند که در این گرما، هیولای درونشان را آزاد کردهاند؟
📌 برای کسانی که: «کشتن مرغ مقلد» را دوست داشتند. داستانی تلخ و شیرین درباره قضاوت، تعصب، و این که بدی شاید از درون خودمان سر بزند، نه از بیرون .