🖋️ نویسنده: هاروکی موراکامی
🛂 نشر: چشمه
💼 جلد: شومیز با طرحی مینیمال و سرد، حس تنهایی و موسیقی
💞 ژانر: رمان کوتاه / جریان سیال ذهن / واقعگرایی جادویی
🌟 درباره کتاب:
راوی ناشناس در تابستان ۱۹۷۰ به گذشته سفر میکند و ماجرای آشنایی کوتاهش با زنی را روایت میکند که دستهای سهانگشته دارد. نه عشقی شکل میگیرد، نه پایانی بسته میشود. فقط گفتوگوهایی در سکوت یک بار، گوش دادن به صفحات وینیل، و حسرت چیزهایی که هیچوقت شروع نشدند. موراکامی با نثری شناور و موزون، مرز میان خاطره و خیال را چنان نرم محو میکند که نمیدانی کجای این مه تنها ماندهای.
📌 برای دوستداران تنهاییِ نافلسفی، خاطرات ناتمام، و جاز در دل یک بعدازظهر بارانی.

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته ی خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه ی بیسبال، ایده ی اولین کتاب اش، به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در سال ۱۹۷۹ این رمان منتشر شد و در همان سال جایزه ی نویسنده ی جدید گونزو را دریافت کرد. در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه ی موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه ی حرفه ای خود کرد.