🖋️ نویسنده: ایلونا اندروز (Ilona Andrews) - نام مستعار زوج نویسنده
🛂 نشر: داهی
💞 ژانر: فانتزی شهری بزرگسال (Urban Fantasy) / عاشقانه فراطبیعی / معمایی
🌟 درباره کتاب (داستانی):
جرقه داستان: در جهانی موازی با جهان خودمان، کشف «سرم اوزیریس» در سال ۱۸۶۳ قدرتهای جادویی را در انسانها بیدار کرد . حالا، قدرت جادویی تعیینکننده جایگاه اجتماعی و ثروت است . «نوادا بیلور»، کارآگاه خصوصی ۲۵ ساله، رئیس آژانس کارآگاهی کوچک خانوادهاش را بر عهده گرفته تا پس از مرگ پدر، از مادر و خواهرانش مراقبت کند . قدرت جادویی او محدود است: میتواند دروغ را از راست تشخیص دهد .
یک آدمسوز قدرتمند (پرایم جادوی آتش) به نام «آدام» از خانوادهاش فرار کرده و در خیابانهای هیوستون قتل و آتشسوزی به راه انداخته است. نوادا مجبور میشود مأموریتی خودکشی را بپذیرد: آدام را زنده پیدا کند و تحویل خانوادهاش بدهد – در غیر این صورت، آژانس کارآگاهیاش را از دست خواهد داد .
اما در مسیر تحقیق، نوادا توسط «کانر «مَد» روگان» ربوده میشود . روگان یک پرایم قدرتمند جادوی تلهکینزی است، میلیاردر، کهنهسرباز جنگ با سابقه تخریب کامل شهرها، و یکی از ترسناکترین مردان جهان . برادرزاده او نیز با آدم ناپدید شده. روگان معتقد است نوادا کلید پیدا کردن آنهاست .
نوادا بین فرار از این مرد خطرناک و تسلیم شدن به جاذبه کشندهاش سرگردان است. تنها راه زنده ماندن: همکاری با روگان .
فضای کتاب: اولین جلد از مجموعه «میراث پنهان» (سهگانه) . داستان با ریتم تند در هیوستون تگزاس روایت میشود . دنیای کتاب با دقت و جزئیات زیاد ساخته شده و ترکیبی از عناصر فانتزی شهری و عاشقانه است . رابطه نوادا و روگان آهسته و با کشش زیاد پیش میرود (slow burn romance) و کشمکش اصلی آنها بر سر تفاوتهای اخلاقی و روشهایشان است .
تم اصلی: تضاد میان یک کارآگاه «خوب» با اصول اخلاقی محکم در برابر مردی که هر جنایتی را برای رسیدن به هدفش مرتکب میشود.
نقل قول از کتاب: «روگان ول کرد. "خوب حرف بزن." "ازت متنفرم." "باشه. حالت خوبه."»
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، طرفداران فانتزی شهری با ترکیب معمایی و عاشقانه، خوانندگان مجموعههای «کیت دنیلز» و «قلب سنگی» (همان نویسنده).