«باران در مترو» مجموعه داستانی نوشته مهدی افروزمنش است. پیش از این کتاب، رمانهای تاول و سالتو از این نویسنده منتشر شده است. فیلمنامهی سریال «یاغی» نیز با نگاه به رمان سالتو نوشته شده است.
«باران در مترو» شامل چهار داستان است. موضوعات مشترکی در داستانهای این مجموعه دیده میشود، خشونت عمدهترین موضوعی است که ردپای آن را در هر چهار داستان میتوان پیدا کرد. قتل، خشونت، عذاب وجدان و بزهکاری از جمله مضمونهایی هستند که در این مجموعه به آنها پرداخته شده است. شخصیتها از قشرهای مختلف جامعه هستند؛ طبقه متوسط، طردشدهها و خلافکاران حضور پررنگی در داستانها دارند. در همهی داستانها جنبههایی از زندگی شهری را میتوان دید.
داستان «باران در مترو» که نام کتاب برگرفته از آن است دربارهی دو نوجوان است. داستان آرام شروع میشود و کمکم شکل جنونآمیزی به خود میگیرد. این دو نوجوان در سن بلوغ هستند و ماجرای عاشقانهای که در مترو شکل گرفته است، رنگ خون و خشونت به خود میگیرد.
«کارواش» نیز روایت خشونتی است که رخ داده است. زن و مردی که پزشک و پرستار هستند در یک کارواش حضور دارند. ظاهرا ماجرایی رخ داده است و حالا بعد از آن اتفاق است. زن میگوید: «ما کشتیمش» همین جملهی کوتاه تعلیق و دلهرهای را شکل میدهد که خواننده را وادار به خواندن داستان میکند، داستانی که هرچه جلوتر میرود خشونت جاری در آن بیشتر میشود.
در داستان «به وقت مردن» خشونت به شکل عریانی نشان داده میشود؛ روای با چاقو زخمی شده است. داستان در واقع روایت تلخ و خشونتباری است که مردی در حال مرگ آن را بازگو میکند.
«دایی» داستان آخر این مجموعه است که قصهی آشنای مواد مخدر و آدمفروشی است. مردی برگشته است تا آدم خائن ماجرا را پیدا کند. با این حال خشونت در این داستان کمتر از سه داستان دیگر است.
افروزمنش نویسندهای باتجربه است که زبانی پخته دارد و بر تکنیکهای داستان مسلط است. این موضوع در داستانهای این مجموعه مشهود است. او برای روایت داستانهایش از شیوهی غیرخطی استفاده کرده است و همین امر باعث شکلگیری تعلیق در داستانها میشود.
«باران در مترو» روایتگر آدمهایی از قشرهای مختلف اجتماع است که درگیر خشونت هستند. این مجموعه داستان گزینهی مناسبی برای علاقمندان به داستان کوتاه است.

مهدی افروزمنش متولد 1357 تهران، رماننویس است و در سابقۀ فعالیتهای مطبوعاتیاش، دبیر اجتماعی روزنامههای شرق، اعتماد، بهار، شهروند و فرهیختگان به چشم میخورد.
همچنین در جشنواره مطبوعات کشور و جشنواره شهری (در سال ١٣٨٣ و ١٣٨۵)، به عنوان بهترین گزارشنویس معرفی شده است. رمان «تاول» او برندۀ بهترین رمان سال 1393 از موسسه هفت اقلیم است.