🖋️ نویسنده: ساموئل بکت (برنده نوبل ادبیات ۱۹۶۹)
🛂 نشر: چشمه (ترجمه مهدی نوید)
💞 ژانر: مجموعه نمایشنامه کوتاه / تئاتر ابزورد / پوچیگرا
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
«اما ابرها...» مجموعهای از ۱۳ نمایشنامه کوتاه و متن تئاتری است که توسط ساموئل بکت، خالق شاهکار «در انتظار گودو»، نوشته شده است . بسیاری از این نوشتههای کوتاه ابتدا به زبان فرانسه خلق شدند و سپس خود بکت آنها را به انگلیسی ترجمه کرد .
فضای این آثار، همان فضای آشنا و سیاهِ بکتی است: کمدی سیاهی که در دلهرهآورترین لحظات زندگی روزمره جاری میشود، طنزی تلخ که در دل تنهایی مطلق انسان امروزی میروید . در این نوشتهها، شخصیتهایی با تفاوتهای بسیار در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تقابلهایشان موقعیتهایی عجیب و در عین حال عمیقاً انسانی میسازد .
نمایشنامههای این مجموعه برای اجرا روی صحنه یا پخش رادیویی طراحی شدهاند و اغلب بسیار کوتاه و فشرده هستند . بعضی از قطعات کاملاً بیکلاماند و تنها با حرکت و صدا پیش میروند، در حالی که برخی دیگر دیالوگهایی دارند که تمام بنیانهای ارتباط انسانی را به چالش میکشند .
فهرست نمایشنامههای کتاب:
بازی بیکلام ۱ و ۲
رفت و آمد
نفس
صدای پا
سهنوازی اشباح
اما ابرها...
لالاتاب
بداههٔ اوهایو
مربع
فاجعه
Nacht und Traume
چی کجا
نقل قول از کتاب (بخشی از نمایشنامه «لالاتاب»):
«A کُند، دستوپاچلفتی (مسخره در لباسپوشیدن و درآوردن) و گیج است. B فرز، سریع و دقیق. هرچند فعالیت B از A بیشتر است، بازی هر دو نفر بنابراین باید تقریباً به یک اندازه باشد.»
📌 مخاطب خاص: این کتاب به دوستداران واقعی ساموئل بکت و علاقهمندان تئاتر ابزورد پیشنهاد میشود. اگر از «در انتظار گودو» و «آخر بازی» لذت بردهاید، «اما ابرها...» فرصتی است برای آشنایی با جنبههای کوتاهتر و فشردهتر نبوغ بکت .

ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی کارشناسی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک های زیادی کرد.آثار بکت بی پروا، به شکل بنیادی کمینه گرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسان ها عمیقا بدبینانه اند. این حس بدبینی اغلب با قریحه ی طنزپردازی قوی و غالبا نیش دار وی تلطیف می گردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کرده است با وجود دشواری ها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بن مایه های مورد نظر را به شکلی رمزگونه و کاهش یافته مطرح می کنند.