🖋️ نویسنده: لیزا آنگر
🛂 نشر: کولهپشتی
💞 ژانر: دلهرهآور روانشناختی / معمایی
🌟 درباره کتاب:
سلنا مورفی هر روز با قطار ساعت ۷:۴۵ به خانه برمیگردد. تا یک روز، قطار وسط مسیر میماند و او با زنی مرموز به اسم «مارتا» همصحبت میشود .
در دقایق انتظار، دو غریبه به هم اعتراف میکنند: مارتا میگوید با رئیساش affair دارد، و سلنا هم میگوید فکر میکند شوهرش با پرستار بچهشان خوابیده . مارتا میگوید شاید بهتر باشد با شوهرش حرف بزند. قطار میرسد و دو زن برای همیشه از هم جدا میشوند – بالاخره اسمی از هم نپرسیدهاند.
چند روز بعد، پرستار بچه ناپدید میشود. پلیس سوال میکند. شوهر سلنا عجیب رفتار میکند. و بعد، پیامکهایی از «مارتا» میآید – همان زنی که سلنا هیچ راهی برای پیدا کردنش نداشته . مارتا بیشتر از آن چیزی که سلنا فکر میکند، درباره زندگیاش میداند. سوال این است: آیا سلنا با یک غریبه ساده حرف زده، یا با قاتل؟
📌 برای کسانی که: «دختری در قطار» را دوست داشتند. پر از راویهای غیرقابل اعتماد و این حس که هیچکس آن چیزی نیست که میگوید باشد.