🖋️ نویسنده: هاروکی موراکامی
🛂 نشر: چشمه (ترجمه مجتبی ویسی)
💞 ژانر: ناداستان / خودزندگینامه / فلسفی
🌟 درباره کتاب (غیرداستانی):
این کتاب شرح حال خودنوشت هاروکی موراکامی است؛ نه روایتی خطی از زندگی، بلکه تأملاتی درباره دویدن، نوشتن و معنای زندگی. موراکامی در ۳۳ سالگی، درست پس از انتشار اولین رمانش («بشنو آواز باد را»)، دویدن را آغاز کرد و از آن زمان تا کنون در دوی ماراتن و حتی سهگانه شرکت کرده است . او در این کتاب، با نثری آرام و شاعرانه، خواننده را در مسیر آمادهسازی برای دوی ماراتن همراهی میکند و از شباهتهای شگفتانگیز میان دویدن و نوشتن میگوید. کتاب شامل ۹ فصل است: از «چه کسی به میک جَگر میخندد؟» تا «کسی که تا توانست راه نرفت» .
نقل قول از کتاب: «ما دوندهها در آن ایام دستکش میپوشیم، کلاههای پشمی را تا روی گوشها پایین میکشیم و عینکهای بزرگ روی چشم میگذاریم... اما باد که کولاک شود مگر میتوان با آن در افتاد؟»
📌 مخاطب خاص: طرفداران هاروکی موراکامی، دوندگان و علاقهمندان به خودزندگینامه.

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته ی خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه ی بیسبال، ایده ی اولین کتاب اش، به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در سال ۱۹۷۹ این رمان منتشر شد و در همان سال جایزه ی نویسنده ی جدید گونزو را دریافت کرد. در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه ی موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه ی حرفه ای خود کرد.