🖋️ نویسنده: ویولا اردونه (Viola Ardone)
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: رمان تاریخی / درام اجتماعی
🌟 درباره کتاب:
ایتالیا، سال ۱۹۴۶. جنگ تمام شده، اما جنوب کشور هنوز در فقر و گرسنگی دست و پا میزند. آمریکو، پسر هفت ساله ناپلی، در اتاقی بدون گرما زندگی میکند و مادرش نمیتواند سیرش کند. تا اینکه کمونیستها طرحی به اسم «قطارهای خوشبختی» میریزند: هزاران کودک از جنوب فقیر به شمال ثروتمند فرستاده میشوند تا چند ماهی نزد خانوادههای میزبان زندگی کنند.
آمریکو سوار قطار میشود و خود را در شهری ناشناس به اسم مودنا مییابد. برای اولینبار غذای گرم میخورد، زیر پتو میخوابد و کفش دارد. اما هر چه روزها میگذرد، خاطره مادر و بوی ناپل کمرنگ میشود. حالا کسی بچه را پس میدهد؟ وقتی قطار برگشت، آمریکو کدام خانواده را انتخاب خواهد کرد؟
📌 بر اساس واقعیت، الهام گرفته از طرح «قطارهای خوشبختی» که بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲، ۷۰ هزار کودک ایتالیایی را از جنوب به شمال منتقل کرد. برای کسانی که «کتابدزد» و «پسر در لباس راه راه» را دوست داشتند. پر از امید و اندوه، از نگاه یک کودک.

روتا سپتیز (Ruta Sepetys)، لیتوانیایی است و اکنون در آمریکا زندگی میکند. نام خانوادگیاش در لیتوانی، شپتیس خوانده میشود. اگر چه بعد از سالها شنیدن تلفظ سپتیس خودش هم هنگام حرف زدن، همین تلفظ را به کار میبرد. سپتیس معتقد است که از قربانیان بالتیک، به عنوان کشورهای کوچکی در میان دست و پای ابرقدرتها، آنقدر که باید نامی در تاریخ نمانده است. او در کتابهایش میکوشد داستان این افراد را روایت کند.